خطايى ، على اكبر

282

خطاى نامه ( شرح مشاهدات سيد على اكبر خطائى معاصر شاه اسماعيل صفوى در سرزمين چين )

و از آنجا بر شهر 93 ديگر گذشتند ، تا دوازدهم 94 ذى القعده به آبى 95 رسيدند كه دو برابر جيحون بوده باشد [ 393 ا ] موجهاى بزرگ داشت . كشتيها را حاضر كردند ، مجموع از آن آب به سلامت بگذشتند ، و چند آب ديگر بعضى به كشتى و بعضى به پل گذشتند . در سابع عشرين ذى القعده به شهر صدين‌فو 96 رسيدند . شهرى معظم و غلهء بسيار و عمارات خوب ، از جمله بتخانه‌اى به عظمت چنان‌كه در ميان خانه بتى ساخته بودند از برنج ريخته و مطّلا كرده گوييا تمام از طلاست . مقدار پنجاه گز بلندى آن بت باشد و اعضاى آن را جمله مناسب هم ساخته‌اند و جمله اعضاى او صورت دست كشيده‌اند و بر كف هر دستى صورت چشمى كشيده و آن را بت هزار دست مىخوانند و در مجموع 97 شهرتى دارد ، اولا دكانى بزرگ محكم [ از ] سنگ تراشيده‌هاى خوب كرده كه اين بت و عمارت اطراف او بر آن دكانى است ، و ديگر رواقها و منظرها و غرفه‌ها بسيار برگرد آن چند آشام ، 98 چنان كه آشام اول از كلّهء پاى 99 او گذشته و آشام دوم به زانوى او نرسيده و آشام سيوم از زانو گذشته و ديگرى به ميان او رسيده و ديگرى به سينهء او رسيده ، همچنين تا به سر او عمارات متكلتف استادانه . و بعد از آن سر آن عمارات به مقرنس 100 درآورده [ 393 ب ] و چنان پوشيده كه مردم در آن حيران مىشد و آن هشت آشام شده است ، در هر آشامى هم از بيرون برگرد عمارت مىتوان گرديد و هم از اندرون اين بت بر پا ايستاده ساخته‌اند و دو قدم او كه هريك قدم ده گز باشد بر بالا [ ى ] تيغه‌اى 101 ريخته ايستاده ، همچنين قياس كرده اقلش مىبايد كه صد هزار خروار برنج در آن عمل خرج شده باشد . و ديگر برگرد آن بت بزرگ بتها [ ى ] خردتر ساخته از گچ و رنگ‌آميزى و مطّلا كرده‌اند و كوها و كمرها 102 و مغازه‌ها صورتگرى نموده چنانچه بخشيان و راهبان و جوگيان در چلّه نشسته‌اند و رياضت مىكنند و قچقارها 103 و تكه‌هاى 104 كوهى و ببر و پلنگ و اژدها و درختهاى مجموع در گچ‌كارى نموده و باقى ديوارها را صورتگرى كرده‌اند ، چنانچه استادان